|
|
|
|
|
سال 1391هجری شمسی مبارک با آرزوی سالی پر خیر وبرکت برای همه دوستان سالی همراه با ظهور منجی عالم بشریت لولیک الفرج |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 15:5 توسط عماد گودرزی
|
|
||
|
|
|
|
|
مردان خدا پرده ی پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند هردست که دادندازآن دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند یک طایفه رابهرمکافات سرشتند یک سلسله رابهرملاقات گزیدند یک فرقه بعشرت درکاشانه گشادند یک زمره بحسرت سرانگشت گزیدند جمعی به در پیر خرابات خرابند قومی به بر شیخ مناجات مریدند یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد یک قوم دویدند و به مقصد نرسید فریاد که در رهگذر آدم خاکی بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند همت طلب از باطن پیران سحر خیز زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند زنهار مزن دست به دامان گروهی کز حق ببریدند و به باطل گرویدند چون خلق درآیند به بازار حقیقت ترسم نفروشند متاعی که خریدند کوتاه نظرغافل ازآن سرو بلنداست کاین جامه به اندازه ی هرکس نبریدند مرغانِ نظربازِ سبک سیر "فروغی" از دامگه خاک به افلاک پریدند.
فروغی بسطامی لولیک الفرج
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 10:26 توسط عماد گودرزی
|
|
||
|
|
|
|
|
شعبان شدو پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد
با جلوه سجادوابوالفضل وحسین
یک ماه وسه خورشید دراین ماه آمد
فرخنداعیادشعبانیه بر تمامی مسلمین جهان تهنیت باد
لوایک الفرج
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 8:46 توسط عماد گودرزی
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.
لولیک الفرج
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 10:32 توسط عماد گودرزی
|
|
||
|
|
|
|
|
چه تعبیری خدا در نقطه دارد که تفسیری جدا هر نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا (س) همین اندازه کوثر نقطه دارد آنانکه براین خانه هجوم آوردند در خاک نهال کینه پروردند در کعبه علی شکست بتهاشان را اکنون به در خانه تلافی کردند
لولیک الفرج
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:39 توسط عماد گودرزی
|
|
||
|
|
|
|
|
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو ... من نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آوارهء صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا برنیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سرمیزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم
لولیک الفرج
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 11:47 توسط عماد گودرزی
|
|
||
|
|
|
|
|
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغــی ز قفـس پریده باشد پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد.
(( صادق سرمد )) لولیک الفرج
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 10:6 توسط عماد گودرزی
|
|
||
|
|
|
|
شکسته بغض غرورم در انتظار عزیزی خدا کند که بیاید مسافری که ....
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که توباشی و ....
لولیک الفرج
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 20:20 توسط عماد گودرزی
|
|
||
|
|
|
|
|
ظهر عاشورا ۸۹ در روستای کرکیخان(وطنم) گاهی به فکر زینبم گاهی به فکر قتلگاه گاهی دلم پر میکشد بابچه ها تا خیمه ها آتش گرفته خیمه ها طفلان هراسان در خروش طفلی دگر کنج حرم ازتشنگی رفته زهوش امشب درون سینه ام بایاد تو غوغا به پاست باز این دل شیدای من در حسرت کرببلاست
لولیک الفرج
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 16:48 توسط عماد گودرزی
|
|
||